محمد تقي الأستر آبادي

1

شرح فصوص الحكمة

[ مقدمه ] بسم اللّه الرّحمن الرّحيم و به ثقتى الحمد للّه رب العالمين ، و الصلاة على سيّدنا محمّد و آله الاكرمين . امّا بعد چنين گويد احقر خلق اللّه ابو جعفر محمّد تقى ابن عبد الوهاب بن حسين بن سعد اللّه بن حسين الاسترآبادي كه : بعضى از دوستان وفا كيش ، درين روزگار كه شهر رمضان المبارك ، سنة ستة و خمسين بعد الف است ، ازين بىبضاعت التماس نموده كه كتابى بساز در اثبات واجب الوجود و صفات و كيفيت صدور موجودات از مبدأ اوّل وجود كلّ ، و چندى از مسائل متعلقهء به فلسفهء اولى به دستور حكماء تا ترا از خدا مزدى و ما را از تو يادگارى بود . و مرا بجاى آوردن اين بسيار مشكل نمود ، به چند وجه : اول قلّت بضاعت كه فقير را مايهء دانش چندان نبود ، ديگر عدم موافقت اصول فلسفه با شريعت نبوى ، و عدم محفوظ بودن سخنان ايشان از ابحاث و انظارى كه ردّ آن متعسّر است ، بلكه متعذّر ، يا به سبب اغلاط فلاسفه در امر مبدأ و معاد ، يا اگر ايشان را راه درست بوده است به ما نرسيده ، و به درازى روزگار اصول ايشان تحريف يافته ، و شرّاح سخنان ارسطوطاليس كه مقتداى اين طائفه است هر كه به قدر طاقت شرح كرده‌اند ، و تناقض در ميان سخنان ايشان چنان كه مجملى به آن اشاره شود . آخر گفتار به اين قرار گرفته كه شرح نوشته شود بر كتاب « فصوص » كه منسوب است به استاد كل معلّم ثانى ابو نصر فارابى ، و آراى فلاسفه و متكلمان ذكر كرده شود ، و ابحاث ايشان و مناقضه با يكديگر در معظم مسائل فلسفهء اولى ، نقل